امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

برای تو

احساسم می گوید : ثبت کنم برای عزیز دلم ، آنچه را که شاید در خاطرم و کلاممبا جزئیات به یادگار نماند.....ماندگاری کلامم به انتقال احساسم به او تبدیل خواهد شد و این برای من زیبا و دلپذیر است و برای او هم..........شاید چنین باشد....... عزیزترینم؛ دوست دارم این وبلاگ را در روز پدر شدنت به تو تقدیم کنم چون در آن روز احساس من و بابا را خوب درک میکنی... ...
11 آبان 1390

دل نوشته های مامان مریم

صبح روزی که مجبوری بچه ات رو بزاری  پیش مادربزرگش و راهی محل کار بشی، انگار داری توی رینگ با خودت بوکس بازی می‎کنی. یه مشتت رو می‎کوبی اون سوی صورتت که «آخه این بچه تنها نذار..... اون یکی مشتت بالا میاد و می‎کوبه  این سوی صورتت که «این یه حقیقته محضه که خیلی ها باهاش درگیرن .» باز این مشت که " ببین خوابه و وقتی بیدار بشه تا بعداز ظهر تو رو نمی بینه " و باز اون  یکی مشت فرود میاد توی چشمت که «چاره‎ای نداری. مجبوری بری»   مهم نیست که کی برنده می‎شه. این کتک کاری تا آخر روز ادامه داره و دست آخر اون چیزی...
11 آبان 1390

دل نوشته های مامان مریم

صبح روزی که مجبوری بچهات رو بزاری پیش مادربزرگش و راهی محل کار بشی، انگار داری توی رینگ با خودت بوکس بازی می‎کنی. یه مشتت رو می‎کوبیاون سوی صورتت که «آخه این بچه تنها نذار..... اون یکی مشتت بالا میاد و می‎کوبه این سوی صورتت که «این یه حقیقته محضه که خیلی ها باهاش درگیرن.» باز این مشت که" ببینخوابه و وقتی بیدار بشه تا بعداز ظهر تو رو نمی بینه "و بازاون یکی مشت فرودمیاد توی چشمت که «چاره‎ای نداری. مجبوری بری» مهم نیست که کی برنده می‎شه. این کتک کاری تا آخر روز ادامه داره و دست آخراون چیزی که له و لورده می‎شه، صورت توست. آخ که صورتم امروز درد می کنه ...
11 آبان 1390

فقط برای تو

دست کوچولو پا کوچولو گریه نکن بابات میاد تا خونه ی همسایه ها صدای گریه هات میاد گشنه شدی شیرت بدم تشنه شدی آبت بدم خوابت میاد بگو لا لا، تا من کمی تابت بدم تق و تق و تق این باباشه صداش میاد گریه نکن تا بشنوی صدای کفش پاش میاد       ...
11 آبان 1390

فقط برای تو

دست کوچولو پا کوچولو گریه نکن بابات میاد تا خونه ی همسایه ها صدای گریه هات میاد گشنه شدی شیرت بدم تشنه شدی آبت بدم خوابت میاد بگو لا لا، تا من کمی تابت بدم تق و تق و تق این باباشه صداش میاد گریه نکن تا بشنوی صدای کفش پاش میاد ...
11 آبان 1390

شعر

  چشم، چشم،دو ابرو، نگاه من به هرسو  پس چرا نیستی پیشم، نگاه خیس تو کو  گوش گوش دوتا گوش، دو دست باز، یه آغوش  بیا بگیر قلبمو، یادم تو را فراموش چوب، چوب، یه گردن، جایی نری تو بی من  دق میکنم میمیرم، اگه دور بشی از من     ...
11 آبان 1390

شعر

چشم، چشم،دو ابرو، نگاه من به هرسو پس چرا نیستی پیشم، نگاه خیس تو کو گوش گوش دوتا گوش، دو دست باز، یه آغوش بیا بگیر قلبمو، یادم تو را فراموش چوب، چوب، یه گردن، جایی نری تو بی من دق میکنم میمیرم، اگه دور بشی از من ...
11 آبان 1390